X
تبلیغات
جزیره سیری

چه رسم جالبی است،


محبتت را میگذارند پای احتیاجت،


صداقتت را میگذارند پای سادگیت،


سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،


نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،


... و وفاداریت را پای بی کسیت،


و آنقدر تکرار میکنند که خودت


باورت میشود که تنهایی و بی کس و محتاج....!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1391ساعت   توسط صابر | 








+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت   توسط صابر | 
 

چند باری میشد که تصمیم گرفته بودم از فرصتهای بیکاری خود استفاده کرده و یک مسافرت یک روزه به جمهوری خود مختار نخجوان  داشته باشم .

از آنجایی که معمولا قبل از سفر همیشه سعی خود را معطوف به جمع آوری اطلاعات دقیق از مکان و زمان مسافرت میکنم , باز هم از این امر استفاده کردم ولی جالب این است که 99 درصد از کسانی که در مورد نخجوان از آنها سوال میکردم میگفتند : ول کن بابا اصلا ارزشش رو نداره .

اون یکی میگفت : پولم از پارو بالا بره نخجوان نمیرم و دیگری میگفت : خبریه ؟ آب زمزم خون ات کم شده ؟ یا با کسی قرار داری

بیشتر دوست داشتم با خانمم  این مسافرت رو برم که با اومدن مارال و اینکه هنوز حتی 50 روز از عمرش نگذشته است از این امر پشیمان شده و تنهایی به سفر اندیشیدم.

به هر حال شب تصمیم خودم رو گرفتم و صبح ساعت 5 از تبریز به سمت جلفا راه افتادم .

هوا اونقدر دلچسب و خوب بود که بعد از گذشتن ازشهر صوفیان  کنار نهر آبی نمازم  رو خوندم و زیر آسمون بی ادعای خدا روی خاک دراز کشیدم .

ساعت 7 با جلفا رسیدم و ماشین رو توی یکی از پارکینگها گذاشتن .

توی مسیر خروجی مرز قیمت "  مانات "  رو پرسیدم و 50 هزار تومان که حدود 36 منات میشد عوض کردم ( هر منات 1400 تومان ) .

البته توی نخجوان پول رایج ایران رو قبول دارند ولی نه هر جایی.

پاسپورت و خروجی 15 هزار تومانی و 1500 تومان عوارض شهرداری تنها پولی بود که باید پرداخت میشد .

مراحل خورج خیلی آسان و بی درد سر انجام شد .

خانواده های مرز نشین با برگ سبز رنگی که در دست داشتند بدون خروجی میتوانستند تردد کنند .

محوطه بعد از مرز در خاک آذربایجان و در منطقه خود مختار نخجوان بر عکس ایران از ازدهام و جار و جنجال راننده تاکسیها و شلوغی و کلاه برداشتن و گذاشتن خبری نبود .

تاکسیها همه بنز و یا بی ام و مدلهای 2007 یا 2008 بودند .

به گفته برادرم دنبال "  اورهان " گشتم و چند دقیقه ای منتظر اومدن اون شدم . جالب بود وقتی فهمیدند من دنبال شخص خاصی میگردم , خود راننده ها بهش زنگ زدند که " مهمون " داری و بهم گفتند که میگه الان خودم رو میرسونم .

به هر حال از مرز جلفا که بهش گمرک نخجوان میگفتند راه افتادیم , لذت ماشین سواری با ماشینهای مدل بالا اون هم مرسدس از وقتی که قطر بودم از یادم رفته بود .

سر صحبت باز شد و من اسم برادرم رو آوردم وراننده  کلی تحویلم گرفت و بین راه گفت هتل " دوز داغ "  میری یا کلوپ شبانه .

گفتم هیچ کدوم , با نگاه تعجب انگیزی بر اندازم کرد و گفت پس برای چی اومدی نخجوان ؟

انگار حرفهاش تحقیرم میکرد , گفتم مگه هر کی میاد اینجا برای عرق خوری میاد ؟ گفت مگر شما ایرانیها بهانه دیگه ای دارید برای اینجا اومدن .

چند دقیقه ای سکوت کردم ولی ...خون توی رگهام منجمد شده بود .

غریبا وطن ... بی نوا وطن .

با صدای بلند که طرف رو کمی تحت تاثیر قرار بدم گفتم میریم " دوز داغی " ( کوه نمک )

میدونستم باید از شهر خارج بشیم و حدود 20 دقیقه مسیرمون طول میکشد .

دوز داغی با یک ورودی بسیار زیبا و اروپایی آخر مسیر و جاده ای بود که طی کرده بودیم , با اجازه گرفتن از پرستارها !!! برای بازدید از داخل غار وارد محوطه غار شدیم .

تونلی با ارتفاع حدودی 2.5 متر و عرض 3 متر , با توضیحاتی که مسئول حراست داد فهمیدم این غار در دل کوهی نمکی که قبلا برای برداشت و  استخراج نمک  در زمان جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار میگرفت که بعدها با آزماشهای مختلف کشف شده بود که تنفس در محیط این غار با رطوبت بالا و گازهای پخش ده از سنگ نمک موجود ,  بیماریهایی همچون آسم , برونشیت , زخم حنجره و ... را التیام میبخشد .

گلوی من نیز شروع به سوزش کرده بود همانند زمانی که غرغره آب نمک کرده باشیم .

محیط زیبا , نور پردازی عالی , معماری آرامش بخش و اطاقهای مریضها که دارای تخت و تلویزیون و یخچال بود و با دیوارهای مشبک خوش خط و نگاری از همدیگر جدا شده بود .

کافی شاپ , صندلیهای راحتی برای جمع شدن چند نفری دور هم , راهرو پیاده روی روی خاک نمک ( که برای درمان قارچهای پا در نظر گرفته شده بود و ... .

محیط آنقدر زیبا و دلشین بود که اصلا یادت میرفت داخل یک غار طولانی قدم بر میداری .

حراست داخل غار نیز رسم مهماندوستی را با یک چای خوش طعم به جا آورد و از آنجا بیرون آمدیم و راهی مقصد بعدی شدیم.

+ نوشته شده در  شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت   توسط صابر | 
 

اشک های محمد مایلی کهن، در چند روز اخیر چنان فرصتی به دست رسانه های زرد داده است تا به هر طریق ممکن بر هجوم و اهانت به مردم آذربایجان بیافزایند.


 

 محمد مایلی کهن در مصاحبه مطبوعاتی خود سخنان زیبایی زد که احساسات اکثر مردم را برانگیخت و به نوعی همگی انگشت اتهام را به سوی هواداران تراکتور و فرهنگ آذربایجانی نشانه رفتند. ولی باید اندیشید که چرا ما در اینگونه مواقع باید اینگونه عنان احساسات خود را از دست می دهیم و بی منطق سخنان فردی همچون مایلی کهن را می پذیریم؟
آقای مایلی کهن شما از ناموس و غیرت سخن گفتید. ولی کجا بودید وقتی که همزبانان شما به نام شوخی و لطیفه ناموس و غیرت همزبانان ترک اتان را در مجالس و محافل خود به سخره می گرفتند؟ چرا آن موقع دم فرو بستید. آقای مایلی کهن شما کجا بودید زمانی که به دست هم کیشان و هم فکران شما هشت سال تمام در منجلاب لیگ یک دست و پا زدیم؟ شما کجا بودید وقتی که بعد از یک سال تلاش و کوشش در نهایت با قوانین شبانه ی فدراسیون نشین ها دوباره مجبور به رقابت در لیگ یک می شدیم؟ آقای مایلی کهن چرا زمانی که در میادین فوتبالی که شما تا این حد سنگ لذت بردن از آن را به سینه می زنید در داربی تهران بدترین فحش ها را به بازیکنان حریف می گفتید فوتبال زیبا بود و اکنون زشت شده است؟ آقای مایلی کهن چرا زمانی که با دست های سیاسی شما سکان دار سایپا شدید فوتبال زشت نشد و اینک ما فوتبال را کثیف کرده ایم؟
آقای مایلی کهن چرا زمانی که در ورزشگاه های کرمان، بوشهر، اصفهان و تهران نه تنها هواداران تراکتور بلکه کل مردم آذربایجان هجمه ی دشنام های همزبانان شما قرار گرفتند فوتبال زشت نشد و شما از آن لذت بردید و این بار اشک تمساح شما سرچشمه گرفته است؟ آقای مایلی کهن چرا وقتی که به علی دایی تهمت زدید و در دادگاه هم به زندان محکوم شدید فوتبال زشت نشد و این بار به خاطر فوتبال قلب شما مکدر شد؟ آقای مایلی کهن دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس شما را؟
آقای مایلی کهن وقتی می گوییم آذربایجان شما تنها به فکر تجزیه طلبی می افتید. چرا یک بار هم برای دردهای این مردم اشک نمی ریزید. داوری که دو گل را به اشتباه می پذیرد و چندین و چند پنالتی را نمی گیرد همان هفته به عنوان داور برتر اعلام می گردد. آیا این دشمنی نیست؟ هوادار کرمانی نود دقیقه تمام مردم آذربایجان را به باد فحش و ناسزا می گیرد و ثانیه ای از آن در برنامه ی نود پخش نمی شود. آن وقت شما انتظار دادخواهی از فردوسی پور را دارید. آقای مایلی کهن اشک هایت را برای آنهایی بریز که ما را دشمن خود خواندند و هر موقع که نیاز به اسقامت و جانفشانی بود ما را آذرى غیور و دلاور خواندند و در زمان آرامش برای خنده های کذایی خود من و برادران و خواهرانم را به سخره گرفتند.
آقای مایلی کهن کجا بودی زمانی که حمیدرضا ماهی صفت ها بر روی سن ها جولان می دادند؟ چرا اشکت در نیامد؟ چرا به جای گریه در ردیف جلو با صدای فلک کر کن قهقهه می کشیدی؟ اشک هایت را فقط برای ما نگه داشته بودی؟ ولی آقای مایلی کهن تابوتی که بر سر آن اشک می ریزی جنازه ای ندارد. و اگر جنازه ای هم داشته باشد آن ما و امثال ما نیستیم بلکه لاشه ی پوشیده ی نفاق و تفرقه است که تو و امثال تو و فردوسی پورها مدت ها است که می خواهید مابین ما بیافکندید. آذربایجانی جماعت اگر گوشت هم را هم بخورد استخوانش را دور نمی اندازد تا طعمه ی استخوان پرستانی همچون شما گردد.
من دگر سیرم... سیر!...به خدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پست! تف بر آن دامن پستی که تورا پروردست!!
گر طلا نیست مرا ، تخم طلا، مَردم من، زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف. آتش سینه ی صدها تن دلسردم من!
دل من چون دل تو، صحنه ی دلقک ها نیست! دیده ام مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست! دل من مامن صد شور و بسی فریاد است: ضرباتش جرس قافله ی زنده دلان. تپش طبل ستم کوب، ستم کوفتگان
چکش مغز ز دنیای شرف روفتگان .تک تک ساعت، پایان شب بیداد است

 

اشک تمساح

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اردیبهشت1390ساعت   توسط صابر | 
 

دخترم مارال ...متولد ۱/۱/۹۰

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1390ساعت   توسط صابر | 


ن
نفت نيوز: ساخت، نصب و راه‌اندازي سكوي جديد بهرگانسر به لحاظ ويژگي‌هاي خاص آن يكي از پيچيده‌ترين مجموعه‌هاي توليد نفت دريايي در صنعت نفت ا‌يران بوده و بي ترديد با اجراي آن تجربه ارزشمندي براي كشورمان حاصل شده است. به گزارش روابط عمومي شركت نفت فلات قاره ايران‌، مهندس بهنام لقايي مسئول بخش نصب سكوي جديد توليد نفت بهرگانسر با اعلام اين مطلب به تشريح برخي جزييات عمليات ساخت و نصب اين سكو اشاره كرد و افزود: موضوع عمليات نصب سكوهاي مربوط به مجتمع جديد توليد نفت بهرگانسر يكي از نادرترين عمليات هاي نصب سكوهاي نفتي است، چرا كه عمق كم آب در منطقه و وزن سكوها،شرايط خاصي را ايجاد كرده بود كه انجام موفقيت آميز عمليات نصب جز با دقت و حساسيت خاص ميسر نبود. 

وي يادآور شد: سكوهاي مربوط به مجتمع جديد توليد نفت بهرگانسر در مجموع بالغ بر يازده سكوي مختلف با وزن هاي متفاوت است كه سكوي اصلي بهره برداري با وزن 2400 تن و سكوي زيست با وزن 1250 تن از جمله سنگين‌ترين سازه‌هايي بود كه بايد در عمق كم آب در منطقه نصب مي شدند كه اين مجموعه به لحاظ اسكلت فلزي سازه سكوهاي نفتي جزو سنگين ترين موارد موجود در آبهاب فلات قاره ايران محسوب مي شود. 

وي تصريح كرد: عمق كم آب و سنگيني سازه هاي سكو موجب شده بود تا براي حمل و نقل سكوها از منطقه ساخت تا نقطه نصب و نيز در حين عمليات نصب نياز به شناور دريايي خاصي باشد . 
وي در ادامه افزود: پس از مدتي بررسي معلوم شد شناورهايي كه قادر باشند چنين سكوي سنگيني را در عمق كم آب نصب كنند در جهان انگشت شمار است و يكي از عواملي كه نصب و بهره برداري سكوي بهرگانسر را با كمي تاخير مواجه ساخت ، سخت بودن يافتن شناوري بود كه قادر به انجام اين عمليات سخت و پيچيده باشد. 

وي تاكيد كرد‌: با تلاش و پيگيري هاي شركت نفت فلات قاره و شركت سازنده سكو توانستيم شناوري كه براي انجام اين عمليات توانمندي داشته باشد را بيابيم و با طراحي روشي خاص در زمان مد آب دريا بخش هاي سنگين سكو را نصب كنيم. 
لقايي خاطر نشان كرد: بخش اصلي مراحل طراحي ،ساخت و نصب سكوي جديد توليد نفت بهرگانسر به صورت صددرصد توسط متخصصان ايراني اجرا شده است و به همين دليل مي‌توان سكوي جديد بهرگانسر را سند افتخار ملي و نماد توانمندي ايران در صنعت نفت دريايي وصف كرد. 

وي با اعلام اين نكته كه ساخت ،نصب و بهره برداري از سكوي جديد توليد نفت بهرگانسر براي شركت نفت فلات قاره و شركت مهندسي و ساخت تاسيسات دريايي كه پيمانكار اجراي اين پروژه بوده است تجارب ارزشمندي به همراه داشت گفت:بدون ترديد دانش فني موجود در شركت نفت فلات قاره به عنوان متولي توليد نفت ايران در آبهاي خليج هميشه فارس در اثر اجراي اين پروژه ارتقاء يافت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 بهمن1389ساعت   توسط صابر | 
 

سلام رضااااااااااااااااا

تو رضااااای منی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

دلم گرفت دیروز ظهر مثل همیشه دلم میخواست رضا که وارد دفاتر میشه و با اون چشمهای پف

کرده ازخواب ظهر بیاد طرف و من بهش بگم " کجا بدید نبیدی " ....

نمیگم جدایی از کار برام سخت نبود چون توی این مملکت ....ولش کن از این مملکت هر چی

بگم کم گفتم پس بی خیال اما اون موضوعی که غمگینم کرد جدایی از دوستان خوبم بود ...

خوب فکرش رو بکنید هر روز صبح من که اولین نفر توی سالن بودم با یک یک این آدمها سلام

 و احوال پرسی میکردم ...

رضا مرشدی ... خادمی ..منوچهری ...درستکار ... یزدانی ...عربی خان ...شعبانی  

صادقی ...حسینی ... قهرمانی ... خوش پرور ... فرزین نیا ... غیبی ...جد باباااااا  ...

سلطانی ها ا ا ...نصر آبادی ... منتصر نیا ... محمد حسینی ... اسماعیلی ... لک ...معینی ... 

موسوی ... مویدی ...محمد آقا ... شاه جلال الدین ...انتشاری ... اسفندیاری ...

محمدی ...ترنجی ...درویش نژاد ... گل منش ... بچه های خوب راه

اندازی ...فرجی ...حائری ... احسان ... سید صابر ... محیط آبادی ... بهرامی ... جعفر نژاد ...

زردشت ...صابری ... خلج ... همدانیان ...۱۰۰ نفر دیگ که الان واقعا شرایط

نوشتنش رو ندارم ...

نمیدونید چقدر شاد بودم از صبح دیروز موبایلم شده بود مسیج بارون ...

خدایا چقدر خوشبختم که دوستهام .. دوستم دارند ...

چقدر شادم که وقتی جملات قشنگ رفقای با مرامم رو میخونم و میتونم به داشتن  این دوستان

عزیزافتخار کنم ...

خدایا ازت ممنونم ...

خدایا همیشه اونها رو زیر باران رحمتت سرشار از شادی و خوشبختی قرار ده ...

و .... دیگر هیچ .... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 شهریور1389ساعت   توسط صابر | 
گرانفروشی همراه اول بررسي مي‌شود


 شهريور 1389 - ایران- هفته گذشته معاون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی اعلام کرد که این سازمان در نامه‌ای به شرکت ارتباطات سیار (همراه اول) اعلام کرده که فروش سیم‌کارت با قیمت 288 هزار تومان غیرقانونی است و براساس پروانه مخابرات، این اپراتور دیگر مجاز به فروش سیم‌کارت به این قیمت نیست. آنگونه که رضوانی گفته بود، در این نامه کتباً به همراه اول اعلام شد که براساس پروانه، یعنی عرضه سیم‌کارت دائمی صفر با قیمت 150 هزار تومان، فروش داشته باشد.
او می‌گوید: تمامی سیم‌کارت‌های این اپراتور باید با قیمت 150 هزار تومان فروخته شود و تفاوتی بین شماره‌ها یا کدهای مختلف سیم‌کارت‌های دائمی وجود ندارد و هر شماره‌ای در هر جای ایران نباید بیشتر از 150 هزار تومان فروخته شود.
گرانفروشی دوساله بررسی می‌شود
سخنان معاون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و استناد او به پروانه مخابرات شائبه گرانفروشی همراه اول را تقویت کرد تا جایی که او در پاسخ به این‌که آیا اقدام بزرگ‌ترین اپراتور تلفن همراه کشور در فروش سیم‌کارت به قیمت 288 هزار تومان، مصداق گرانفروشی بوده یا نه، تأکید کرد: شرکت ارتباطات سیار (همراه اول) با دوسال فروش غیرقانونی سیم‌کارت‌های خود به قیمت 288 هزار تومان، زیان‌هایی را متوجه خریداران این سیم‌کارت کرده به همین دلیل این سازمان در حال بررسی برای تعیین نحوه جبران این خسارت از سوی همراه اول است.
همراه اول گرانفروشی نکرده است
در شرایطی که سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی بالاخره پس از سال‌ها انتظار مصرف کنندگان خدمات ارتباطی، برای نخستین بار وارد گود شده و نسبت به یکی از صدها تعرفه این حوزه به نفع مصرف کنندگان این خدمات اظهار نظر کرد، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولید کنندگان در پاسخ به پیگیری‌های ما برای جویا شدن از نحوه جبران خسارت خریداران سیم‌کارت همراه اول تأکید کرد که اقدام همراه اول، گرانفروشی نبوده است.
احمدی، مدیر‌کل دفتر خدمات زیربنایی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان می‌گوید: اپراتور اول تلفن همراه براساس مصوبه سال 85 شورای اقتصاد موظف شد قیمت سیم‌کارت‌های دائمی خود را به 288 هزار تومان کاهش دهد که این کاهش اتفاق افتاد، بنابراین با توجه به این‌که مصوبه جدیدی در این زمینه‌ وجود نداشته، نمی‌توان اقدام همراه اول را به‌عنوان مصداق گرانفروشی تلقی کرد.
وی در پاسخ به این‌که چرا همراه ‌اول براساس الزام پروانه مخابرات قیمت سیم‌کارت‌های خود را از دو سال قبل به 150 هزار تومان کاهش نداد، اظهار می‌کند: براساس مکاتبه سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، این اپراتور از این پس باید قیمت فروش سیم‌کارت‌های دائمی خود را به 150 هزار تومان تقلیل دهد.
این سخنان در حالی است که رضوانی، معاون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی تأکید دارد: پیش از خصوصی شدن مخابرات، همراه اول براساس مصوبه‌ای که از دولت داشت سیم‌کارت‌های دائمی با کد 912 خود را 288 هزار تومان و با کد 910 را 150 هزار تومان عرضه می‌کرد اما پس از خصوصی شدن مخابرات، براساس پروانه فعالیت شرکت مخابرات ایران، موظف بوده قیمت سیم‌کارت‌های دائمی خود را صرفنظر از کد آن به 150 هزار تومان کاهش دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 شهریور1389ساعت   توسط صابر | 



جهت رویت صورتحساب موبایل همراه اول خود

اینجا کلیک کنید 




+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت   توسط صابر | 



اگر کد پستی خودتان را لازم دارید  فقط کافی است شماره خانه خود را وارد کنید 





+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت   توسط صابر |